نشنال اینترست: آمریکا برای معماری جدیدی در خاورمیانه تلاش می کند

مرکز آمریکایی مدعی است که دونالد ترامپ در چارچوب توافق ابراهیم به دنبال پیشبرد یک راهبرد جامع برای ایجاد منطقه‌ای امن‌تر، باثبات‌تر و شکوفاتر است؛ چند گام مهم تاکنون برداشته شده و اقدامات بیشتری نیز باید در ادامه صورت گیرد.

به گزارش تحریریه، تارنمای مرکز تحلیلی خبری «نشنال اینترست» آورده است: توافق‌نامه‌های ابراهیم دیگر نباید صرفاً مجموعه‌ای از توافقات جداگانه باشند؛ آن‌ها باید به پایه و اساس یک نظم منطقه‌ای جدید تبدیل شوند.

هنگامی که رئیس‌جمهور دونالد ترامپ اخیراً از متحدان عرب آمریکا خواست به صورت یک بلوک واحد به توافق‌نامه‌های ابراهیم بپیوندند، اعلام کرد که چنین اقدامی خاورمیانه را به منطقه‌ای «متحد، قدرتمند و از نظر اقتصادی نیرومند، به شکلی که شاید در هیچ نقطه دیگری از جهان دیده نشود» تبدیل خواهد کرد.

این سخنان چیزی فراتر از یک درخواست دیپلماتیک بود. این اظهارات نشان‌دهنده تکامل راهبرد شاخص رئیس‌جمهور در قبال توافق‌نامه‌های ابراهیم بود؛ راهبردی که از پیشبرد توافقات دوجانبه در دوره نخست ریاست‌جمهوری او، به سمت ایجاد یک معماری منطقه‌ای جدید همسو با آمریکا حرکت کرده است؛ معماری‌ای که ایالات متحده، اسرائیل، شرکای عرب و دیگر متحدان کلیدی را بر پایه منافع مشترک در حوزه امنیت و رفاه اقتصادی به یکدیگر پیوند می‌دهد.

دو سال و نیم گذشته هم پایداری و هم ظرفیت راهبردی توافق‌نامه‌های ابراهیم را نشان داده است؛ توافقاتی که در ماه سپتامبر امسال ششمین سالگرد خود را جشن خواهند گرفت. اکنون رئیس‌جمهور ترامپ می‌خواهد آن‌ها را به سطحی بالاتر ارتقا دهد تا در پی جنگ ایران، خاورمیانه را به شکلی بنیادین بازسازی کند.

نشنال اینترست: آمریکا برای معماری جدیدی در خاورمیانه تلاش می کند.

استحکام روابط ناشی از توافق‌نامه‌های ابراهیم از این واقعیت آشکار است که با وجود جنگ چندجبهه‌ای منطقه‌ای که پس از حملات حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ آغاز شد، روابط دیپلماتیک میان اسرائیل و کشورهای عضو این توافقات همچنان به قوت خود باقی ماند.

تجارت میان اسرائیل و شرکای عرب آن، از جمله امارات متحده عربی، بحرین و مراکش، و همچنین اردن و مصر، در سال ۲۰۲۵ نسبت به سال ۲۰۲۴ افزایش یافت؛ سالی که خود رکوردشکن بود. در واقع، از زمان امضای توافق‌نامه‌های ابراهیم در سال ۲۰۲۰، تجارت میان اسرائیل و همسایگان عربش هر سال رشد کرده است.

امارات متحده عربی در سال ۲۰۲۵ سومین مقصد محبوب گردشگران اسرائیلی بود. پروازهای میان اسرائیل و امارات از معدود خطوط هوایی بودند که تقریباً بدون وقفه در طول جنگ پس از ۷ اکتبر ادامه یافتند.

این روابط رو به رشد با وجود آسیب‌هایی که جنگ به افکار عمومی وارد کرد، شکل گرفت. در واقع، تضعیف حمایت عمومی از صلح عربی ـ اسرائیلی احتمالاً یکی از اهداف اصلی ایران و حماس از آغاز حملات ۷ اکتبر بود.

همان‌گونه که رئیس‌جمهور ترامپ درک کرده است، پاسخ به این خصومت‌ها عقب‌نشینی نیست، بلکه پیشبرد یک راهبرد جامع برای ایجاد منطقه‌ای امن‌تر، باثبات‌تر و شکوفاتر است. چندین گام مهم تاکنون برداشته شده و اقدامات بیشتری نیز باید در ادامه صورت گیرد.

در ماه ژانویه، فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) از ایجاد یک مرکز عملیات مشترک دفاع هوایی خاورمیانه خبر داد؛ نهادی که با هدف تقویت هماهنگی میان شرکای منطقه‌ای طراحی شده است. این اقدام بر پایه تصمیم دوراندیشانه دولت نخست ترامپ بنا شده که اسرائیل را از حوزه مسئولیت فرماندهی اروپایی آمریکا (EUCOM) به حوزه مسئولیت سنتکام منتقل کرد.

چنین همکاری‌هایی به خلیج فارس محدود نمی‌شود. در ماه ژانویه، مراکش و اسرائیل در نشستی که به مناسبت پنجمین سالگرد ازسرگیری روابط در چارچوب توافق‌نامه‌های ابراهیم برگزار شد، یک برنامه کاری مشترک نظامی برای سال ۲۰۲۶ امضا کردند.

این همکاری امنیتی بی‌سابقه در پی خرید سامانه‌های دفاع هوایی و موشکی اسرائیلی و ماهواره‌های اسرائیلی توسط مراکش برای تقویت امنیت داخلی این کشور صورت گرفته است. همچنین اسرائیل در رزمایش‌های «شیر آفریقایی» به رهبری آمریکا که در مراکش برگزار شد، مشارکت داشت.

اختلالات ایجادشده توسط حوثی‌ها و ایران در کشتیرانی جهانی نیز ضرورت پیشبرد کریدور اقتصادی هند ـ خاورمیانه ـ اروپا (IMEC) را آشکار کرد؛ طرحی که در دوره نخست ترامپ مطرح شده بود.

این کریدور قرار است هند و کشورهای حوزه خلیج فارس را از طریق اسرائیل به اروپا متصل کند و تجسم فیزیکی همکاری منطقه‌ای مورد نظر رئیس‌جمهور ترامپ باشد.

با این حال، نباید به IMEC صرفاً از منظر تجارت نگاه کرد. خط لوله نفتی شرق به غرب عربستان سعودی که پالایشگاه‌های این کشور را به دریای سرخ متصل می‌کند، ارزش راهبردی زیرساخت‌های انرژی‌ای را نشان داده است که قادرند تنگه هرمز را دور بزنند.

بخش انرژی کریدور IMEC باید از تمرکز اولیه بر انرژی‌های سبز به سمت اولویت فوری‌تر گاز طبیعی تغییر مسیر دهد. این امر شامل ایجاد خطوط لوله انتقال گاز از خلیج فارس به بنادر مدیترانه‌ای اسرائیل خواهد بود؛ خطوطی که سپس می‌توانند از طریق خط لوله مدیترانه شرقی به اروپا متصل شوند.

پس از نزدیک به شش سال موفقیت توافق‌نامه‌های ابراهیم، مزایای شراکت با اسرائیل و ایالات متحده دیگر جای هیچ تردیدی باقی نگذاشته است. اکنون زمان آن فرا رسیده که شرکای عرب و مسلمان آمریکا گامی تاریخی و شجاعانه بردارند، به این توافقات بپیوندند و در ساخت این معماری منطقه‌ای جدید مشارکت کنند.

چنین ائتلافی بدون تردید کارزار مقابله با حکومت رادیکال ایران را تقویت خواهد کرد، اما گسترش توافق‌نامه‌های ابراهیم نباید به هیچ توافق خاصی با ایران وابسته شود. این روند باید بر اولویت‌های حاکمیتی هر کشور استوار باشد.

بنابراین، ایالات متحده باید برای هر یک از کشورهای بالقوه عضو این توافقات، برنامه‌های دقیق و اختصاصی تدوین کند تا اطمینان حاصل شود که تمامی کشورهایی که به دایره صلح می‌پیوندند، مزایای ملموس و متناسب با اهداف ملی خود دریافت خواهند کرد.

با انجام این کار، رئیس‌جمهور ترامپ می‌تواند منطقه را متحول کرده و با تهدید ایران مقابله کند، در حالی که منافع حیاتی اقتصادی، فناورانه، امنیتی و دیپلماتیک آمریکا را در خاورمیانه و فراتر از آن پیش می‌برد.

*متن فوق ترجمه کامل تحلیل مرکز پژوهشی آمریکایی است.

پایان/

۳۰ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۰۰
کد مطلب: 35259

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =